مرتضى مطهرى
62
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تحتانى . آن قسمت فوقانى را برود ببيند ؛ چرخها و تسمهها را مىبيند كه حركت مىكنند . خيال مىكند همهء كارخانه اين است و قدرتها را در اينجا مىبيند . يك دفعه او را مىبرند به زير زمين ، موتورهاى اصلى را كه نيرو از آنجا پيدا مىشود مشاهده مىكند . آنجا را كه مىبيند درمىيابد كه تمام حركتها و قدرتهاى بالا از اينجا سرچشمه مىگرفته و منبع قدرت اينجاست . ديگر آن براى او چيزى نيست ؛ آن را به عنوان جلوهاى از اين مىبيند . پس آيهء « لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ » و آيهء « لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهّارِ » با هم تعارض ندارند : « لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ » وجود فىنفسه را بيان مىكند يعنى حقيقت اين است ، منتها بعضى افراد اين را امروز هم درك مىكنند و بعضى درك نمىكنند ؛ و « لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ » از نظر « وجود براى ما » است . آنجا ديگر مؤمن و كافر مطلب را آنچنان كه هست شهود مىكنند . پس « لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ » معنايش اين نيست كه در دنيا اينطور نبود كه همهء مُلك مالِ ما باشد اينجا همهء مُلك مالِ ماست ؛ بلكه يعنى اينجا شما شهود مىكنيد والّا در دنيا هم همينطور بود . خلاصهء پاسخ شبهه پس « سَنَفْرُغُ لَكُمْ ايُّهَ الثَّقَلانِ » با روايت « لايَشْغَلُهُ شَأْنٌ عَنْ شَأْنٍ » اين نسبت را دارد كه « لا يَشْغَلُهُ شَأْنٌ عَنْ شَأْنٍ » وجود فىنفسه را بيان مىكند يعنى از نظرِ حقيقت و واقع ، [ مطلب اينطور است ] و يك ديدهء حقيقتبين كه در همين دنيا هم مىتواند ببيند حس مىكند كه دست پروردگار در عالم لايتناهى در كار است بدون اينكه هيچ كارى بازدارندهء او از كار ديگر باشد . ولى همه آن بينش را ندارند ؛ در قيامت همه اين مطلب را احساس مىكنند ؛ براى كسانى كه در دنيا احساس نمىكردند ، مطلب به اين شكل ظهور پيدا مىكند كه خدا ديگر دارد به ما مىپردازد ، يعنى كأ نّه در دنيا خدا كارى به كار ما نداشت ، حالا خدا از كارهاى ديگرش فارغ شده به ما دارد مىپردازد . پس اين آيه مثل آيهء « لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهّارِ » مطلب را از آن نظر كه براى اكثريت انسانها ظهور پيدا مىكند بيان مىنمايد : اى جن و انس خواهيد ديد كه آنجا چگونه ما يكسره به شما مىپردازيم ، يعنى رابطهء اعمال خودتان با پاداشها و